غياث الدين منصور دشتكي شيرازي

مقدمه 26

تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى

در رواياتى نيز كه به استقراض اشاره دارد ، عدم توافق در مورد نام قرض‌دهنده ، ديده مىشود . در برخى روايات از فردى يهودي به نام شمعون بن حارا نام برده‌اند ، برخى ديگر أو را فنحاص بن حارا خوانده‌اند وتعدادى ديگر از شخصي به نام جابر بن شمر يهودي نام برده‌اند . اما آنچه همهء روايات ( دركل ) مثبت ومؤيد آنند ، تطبيق مطالب مذكور در آيات سورهء دهر با شأنيت وويژگيهاى علي عليه السّلام وأهل بيت گرامى اوست . به عبارت ديگر غالب قريب به اتفاق روايات از اين سخن مىگويند كه آيات اين سوره در مورد علي عليه السّلام وخانوادهء ايشان نازل شده است . برخى از دانشمندان علوم قرآني همچون سيوطى ، زركشى وديگران معتقدند : عادت صحابه وتابعين اين بوده كه وقتي مىگفتند : نزلت هذه الآية في كذا ، مرادشان آن بوده كه آية متضمن حكم آن مورد است ، نه اينكه حتما وقطعا سبب نزول آن آية باشد . ( فهو من جنس الاستدلال على الحكم بالآية لا من جنس النقل لما وقع ) . سيوطى در توضيح اين مطلب مىنويسد . مثلا وقتي گفته مىشود سورهء فيل در مورد هجوم سپاه أبرهة به مكهء معظمه نازل شده است به اين معنا نيست كه اين سوره بلافاصله بعد از وقوع اين واقعه نازل شده باشد . بلكه بدان معناست كه سورهء فيل بيانگر وتمثيل‌كنندهء واقعهء هجوم آن سپاه سياه به خانهء خداست . اگرچه پذيرش اين سخن به معناى نفى مطلق أسباب نزول خاص نيست . چنانكه آياتي همچون آيات ظهار ( مجادله : 4 - 1 ) وآيات لعان ( نور : 9 - 6 ) در پى رخداد واقعهء مربوطه نازل شده‌اند وداراى سبب خاص مىباشند . نتيجة آنكه ديدگاه چهارم ازآن‌جهت كه متضمن دو أصل مهم است ، نمىتواند از جانب علماى فريقين به‌طور خاص مورد اعتراض قرار گيرد . أول ازآن‌جهت كه سورهء دهر را با توجه به نظم ، سبك وأسلوب خاصش كه با أسلوب وساختار سور مكي تطابق دارد ، مكّى شمرده است . ودوم از آن حيث كه بر نزول آيات 22 - 5 اين سوره در شأن علي عليه السّلام وأهل بيت وى ، از باب اخبار به غيب ودلدارى وتقويت روحي پيامبر مهر تأييد مىزند .